السيد الخميني
277
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مطالبى مىگويند . بى جا براى اشخاص يك چيزهايى مىگويند ، بايد احتراز بكنند . من نمىدانم اين مردم چه مردمى هستند . مع الأسف در بين جوانهاى ما هم اشخاصى هستند زودباور . به مجرد اينكه مىگويند فلانى بله ، امريكايى است ، مىبينيم كه يك عده از جوانها هم باورشان مىآيد كه امريكايى است ! فلانى انگليسى است . برنامهء خود امريكاييها و انگليسيها اين است كه اشخاص صحيح را به اسم انگليسى و به اسم امريكايى ضايعش كنند ؛ چون مىدانند خودشان ضايع هستند ! مىدانند ملت پيش آنها چه جور هست اسم انگليسى . تهمت وابستگى به روحانيت يك مطلبى بود كه از سى سال ، چهل سال ، پيش از اين من يادم است كه آخوندها را وقتى مىخواستند ، روحانيون را مىخواستند طرد كنند ، مىگفتند اينها انگليسىاند ! خود آنها تزريق مىكردند كه بگويند انگليسىاند براى ضايع كردن . الآن هم امريكايى بيشتر هست در كار . الآن هم اشخاص صحيح را خود آنها تزريق مىكنند يا عمال آنها تزريق مىكنند كه بگوييد اين امريكايى است . مع الأسف بعض از اشخاص هم كه حسن نيت دارند ، سوء نيت ندارند ، باورشان مىآيد و آنها هم مىگويند اين مطلب را ، بدون اينكه بررسى بكنند . يك كسى را كه من سى سال است مىشناسم ، مثلًا همين آقاى دكتر يزدى و آقاى دكتر بهشتى را در يك جايى من ديدم نوشتهاند كه اينها پيش فلانى رفتند و خواستند كه بختيار « 1 » را ايشان چه بكند . اما آقاى دكتر يزدى كه هميشه مخالف بختيار بود كه من در آنجا بودم . آقاى دكتر بهشتى [ هر ] دفعه آمده پيش من راجع به بختيار يك كلمه نگفته . خوب ، چرا بايد مسلمان اين طور باشد ؟ چرا بايد يك مسلمى را [ هتك حرمت كنند ] من ميل نداشتم اسم اشخاص را ببرم ؛ لكن وظيفه مىبينم كه يك كسى را كه مىخواهند هتكش كنند ، يك كسى را كه مىخواهند ضايعش كنند ، براى اينكه نتواند خدمت بكند به اسلام ، من وظيفهء شرعى مىدانم كه يكوقتى دفاع بكنم از يك مسلمانى
--> ( 1 ) - شاپور بختيار ، آخرين نخست وزير رژيم شاه .